فیلم به عنوان فرهنگ

هالیوود و سینماهای ملی

همان‌طور که طرح تاریخی ذکر شده در بالا نشان می‌دهد، صنعت فیلم هالیوود در سطح جهانی صنعتی مسلط بوده و هست. هیچ سینمایی از میدان نفوذ آن در امان نبوده است. از نظر تاریخی، هالیوود تا حد زیادی محدوده گزینه‌ها را برای سایر سینماها هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فرهنگی تعریف کرده است. بنابراین، چه سینماهای ملی باشند و چه نباشند، این سینماهای دیگر به طور متفاوتی از هالیوود تقلید کرده‌اند. برخی تلاش کرده‌اند مدل هالیوودی را تغییر دهند یا متنوع کنند. برخی دیگر نیز در برابر آن مقاومت کرده و الگوی آن را رد کردند تا زیبایی‌شناسی‌های جایگزین، ترتیبات تامین مالی، سیستم‌های تولید و توزیع، و روش‌های تشکیل و ارتباط با مخاطب را جایگزین کنند. تا جایی که به سینماهای ملی مربوط می‌شود، الگوی اولیه از زمان جنگ جهانی اول به بعد مشهود بود. این الگو شامل تسلط آمریکا بر توزیع و نمایش محلی بود که منجر به وضعیتی شد که در آن صنعت تولید محلی دچار رکود شد و با احتمال نابودی کامل مواجه گردید. دولت-ملت‌ها در همه جا با این بحران روبرو شدند. آن‌ها به آرامی به سمت اقدامات نظارتی و قانونی برای حمایت از صنایع تولید محلی خود کشیده شدند. این اقدامات گاهی جنبه حمایتی در برابر واردات فیلم داشتند. گاهی نیز از تولیدات محلی حمایت می‌کردند. این اقدامات به دلایل اقتصادی مانند حفظ اشتغال محلی انجام شد. همچنین، در موارد کمتر، انگیزه‌های فرهنگی مانند کاهش تأثیر «آمریکایی» بر فرهنگ دلیل این کار بود. برخی دولت‌ها در اروپا و بخش‌هایی از آمریکای لاتین تا دهه ۱۹۳۰ اقداماتی را اجرا کرده بودند. در حالی که در سایر نقاط جهان، کشورهای خاصی که اغلب جمعیت کمتری داشتند، مانند استرالیا و نیوزیلند، تا دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ اقدامی برای حمایت و حفاظت نکردند. با این حال، الگوی کلی مشهود است. دولت‌های ملی در سراسر جهان در دوران اخیر به درجات مختلف در ترویج و حمایت از صنایع تولید ملی خود دخیل بوده‌اند. به عبارت دیگر، قانون تغییرناپذیر این است که در دولت-ملت‌های خارج از ایالات متحده، اصطلاح «صنعت فیلم» به یک سیستم دوگانه یا دوجزئی اشاره دارد. چنین سیستمی با یک بخش توزیع/نمایش مشخص می‌شود که تحت کنترل منافع تجاری خصوصی است. این بخش چه در مالکیت محلی باشد و چه تحت قراردادهای سرمایه‌گذاری مشترک (Joint Venture)، برای بخش زیادی از برنامه‌هایی که نمایش می‌دهد به شرکت‌های بزرگ هالیوودی وابسته است. بخش دوم صنایع فیلم ملی مربوط به تولید فیلم در قلمرو ملی است. این بخش با حمایت فعال دولت و سایر ارکان دولتی شناخته می‌شود. بیشتر دولت‌ها آژانس‌ها، کمیسیون‌ها، هیئت‌ها و شرکت‌هایی را به عنوان ابزارهایی ایجاد کرده‌اند تا طیف گسترده‌ای از اقدامات حمایتی و حفاظتی از طریق آن‌ها اجرا شود. راندال جانسون (Randal Johnson) در فصل خود به برخی از این اقدامات اشاره می‌کند. اگرچه او درباره صنایع فیلم آمریکای لاتین می‌نویسد، اما استفاده از این اقدامات محدود به آن منطقه نیست. این ابزارهای سیاست‌گذاری شامل موارد زیر است: اعتبارات مالی؛ وام‌های کم‌بهره؛ تولیدات مشترک با حمایت دولت؛ انواع مختلف یارانه‌ها و کمک‌های مالی (Subventions)؛ پیش‌پرداخت‌های توزیع؛ تولیدات مشترک بین دولت و تولیدکنندگان خصوصی یا بین دولت، تولیدکنندگان خصوصی و شرکت‌های خارجی؛ مالیات‌های گیشه؛ مالیات بر سودها، حواله‌های توزیع‌کنندگان خارجی و مالیات بر بخش تولید.

اگرچه ترسیم دقیق‌تر این دو بخش باید به موارد بسیاری اشاره کند که در محیط‌های ملی خاص، بخش توزیع/نمایش مکرراً در تولید دخالت می‌کند و دولت در نمایش مشارکت دارد، اما برای این طرح کلی، می‌توان بخش دوم را به عنوان وجه خدمات عمومی (Public Service) صنایع فیلم ملی در نظر گرفت. وقتی تلویزیون به عنوان جزء دیگری از صنایع فیلم ملی گنجانده شود، این دوگانگی بیشتر مورد تأکید قرار می‌گیرد. دولت از نظر تاریخی به طور نزدیک در پخش تلویزیونی دخیل بوده است. اگرچه دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شاهد ظهور تلویزیون‌های خصوصی و تجاری در بسیاری از نقاط جهان بود – جایی که تا پیش از آن فقط کنترل مستقیم دولتی یا پخش خدمات عمومی وجود داشت – اما با این حال، دولت همچنان نقش مهمی در صنایع صوتی و بصری ایفا می‌کند. به عبارت دیگر، ساختار عمومی/خصوصی صنایع فیلم ملی تقریباً جهانی به نظر می‌رسد. این ساختار دوگانه در سراسر جهان وجود دارد؛ از ایرلند تا هند و از بریتانیا تا برزیل. این ساختار ستون فقرات سینماهای ملی متفاوتی است که در بخش دوم (Part II) مورد بحث قرار گرفته‌اند.

به خواندن ادامه دهید

قبلیفضا در نگارگری ایرانی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *