هالیوود جدید
اگرچه این عبارت در اوایل دهه ۱۹۷۰ برای اولین بار استفاده شد، اما «هالیوود جدید» عنوانی بسیار مناسب برای آخرین تجسد صنعت فیلم است. این صنعت برای مدتهای طولانی در ساحل غربی ایالات متحده مرکز داشته است. در شکل فعلی، این صنعت دیگر صرفاً یک صنعت فیلم نیست. همچنین دیگر منحصراً آمریکایی نیست. هالیوود جدید میدانی از منافع تجاری را تعریف میکند که شامل فیلم، تلویزیون پخش و تلویزیون کابلی میشود.
تلویزیون، پخش ماهوارهای، منافع موسیقی و ضبط، نشر روزنامه، مجله و کتاب، پارکهای موضوعی، بازاریابی کالاها، ورزش حرفهای و طیف وسیعی از فعالیتهای دیگر در زمینههای سرگرمی و اوقات فراغت. شرکتهای بزرگ در هالیوود جدید به محدود کردن خود به این عرصه بسیار گسترده از فعالیتهای تجاری راضی نیستند. در عوض، آنها بهطور مداوم به دنبال گسترش بیشتر فعالیتهای خود هستند. برای مثال، دیزنی (Disney) در حال حاضر یک دهکده مسکونی کامل در فلوریدا میسازد. این پروژه امنیت فیزیکی، مدرنترین فناوریها و حساسیتهای محیطزیستی را با هم ترکیب میکند (BBC 1995). چنین سرمایهگذاریای در حال حاضر نسبت به جهتگیری اصلی کسبوکار شرکت حاشیهای است. اگرچه در آینده ممکن است اهمیت تجاری برای شرکت پیدا کند. نکته این است که غولهای هالیوودی میتوانند چنین تحقیق و توسعه تجاریای را دنبال کنند زیرا فعالیتهای مرکزی آنها، بهویژه صنعت سینما، از نظر مالی بسیار ایمن هستند. همانطور که بالیو (Balio) در فصل اول با جزئیات نشان میدهد، این فعالیت اصلی در دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط ادغام افقی (horizontal integration) و عمودی (vertical integration) تقویت شده است. غولهای هالیوودی با ایجاد پیوند با سایر بخشهای صنایع ارتباطاتی از جمله نشر، تلویزیون، ویدئو و موسیقی، خود را به صورت کنگلومرا (conglomeratized) درآوردهاند. بنابراین، اکران سینمایی یک فیلم بلند باعث ایجاد زنجیرهای از اثرات تجاری در مجموعهای از حوزههای مجاور میشود. همه اینها به نفع توزیعکننده اولیه فیلم است. مهمتر از همه، از سال ۱۹۸۵ با تصاحب توئِنتی سنچری فاکس (Twentieth-Century Fox) توسط نیوز اینترنشنال (News International) متعلق به روپرت مرداک (Rupert Murdoch)، هر چهار شبکه پخش تجاری ایالات متحده اکنون در دست مالکان جدید یعنی ابر-کنگلومراهای رسانهای (mega media conglomerates) هستند. این امر خروجی تضمینشدهای را برای فیلمهای بلند و برنامههای تلویزیونی این شرکتها فراهم میکند. مالکیت شبکهها به این شرکتها دسترسی به دو بازار مهم دیگر را میدهد؛ یعنی صنعت کابل داخلی ایالات متحده و بازارهای تلویزیونی خارج از کشور. علاوه بر این، شرکتهای بزرگ اخیراً برای بازسازی ادغام عمودی فعالیتهای توزیع سینمایی خود اقدام کردهاند. از نظر تاریخی، این شرکتها در دوران استودیویی مالک سالنهای کلیدی سینما در ایالات متحده بودند اما به دلیل اقدامات ضد انحصار (anti-trust action) مجبور به فروش آنها شدند. تغییر اخیر در قوانین توسط دولت فدرال به شرکتها اجازه داده است تا زنجیرههای سینمایی را خریداری کنند. بنابراین آنها دوباره نیرویی قابل توجه در صنعت نمایش سینمایی داخلی هستند. آنها همچنین در ساخت مجتمعهای سینمایی جدید در اروپا و جاهای دیگر مشارکت دارند. اگر هالیوود اکنون بسیار سودآورتر، سرمایهدارتر و قدرتمندتر از دوران استودیویی است، عناصر بسیاری دیگر را نیز به حوزه نفوذ خود کشانده است. به گونهای که خط demarcating بین آنچه هالیوود است و آنچه نیست، گاهی دشوار ترسیم میشود. هالیوود در نیم قرن گذشته تغییرات زیادی کرده است. یکی از این تغییرات مربوط به مالکیت شرکتهای بزرگ هالیوودی است. دههی ۱۹۸۰ و اوایل دههی ۱۹۹۰ شاهد مجموعهای از تصاحبها و خریدها بود که باعث شد برخی از شرکتهای بزرگ دیگر در دست شرکتهای چندملیتی آمریکایی نباشند. و در واقع، تصاحبهای خارجی بیشتری پیشبینی میشود. پیشبینی بلندمدت برای صنعت هالیوود این است که تا اوایل قرن آینده، شرکتهای بزرگ شامل یک یا دو غول اروپایی، چندین کنگلومرای ژاپنی و همچنین برخی شرکتهای آمریکایی باشند. به نظر میرسد این تغییرات در مالکیت، اثرات فرهنگی کمی بر فیلمهای هالیوودی داشته باشد (Aksoy and Robins 1992; McAnany and Wilkinson 1992). با این حال، این تغییر نشاندهنده تحولی عمیقتر است.
توزیع همچنان بخش کلیدی صنعت فیلمهای سینمایی است. توزیع برای مدتها توجه کمی به سینماهای ملی داشته است. بررسی کوتاه دو ژانر خاص فیلم به روشن شدن این نکته کمک میکند. فیلمهای اکشن نمایشی (action spectacle) مدتهاست که بخشی از تولیدات هالیوود بودهاند. این ژانر دارای چرخههای خاص و تغییرات زیرژانری مانند حماسههای کتاب مقدس و تاریخی دهه ۱۹۵۰ بوده است. با این حال، این ژانر به هیچ وجه منحصر به هالیوود نیست. نه تنها فیلمهای اکشن انفرادی خارج از ایالات متحده ساخته شدهاند که توسط هالیوود توزیع بینالمللی یافتهاند، بلکه نمونههایی از چرخههای تولید فیلم خارجی نیز وجود دارد. برای مثال، وسترنهای اسپاگتی ایتالیایی یا فیلمهای کونگفو هنگ کنگ که از طریق هالیوود توزیع جهانی شدند. ژانر دیگر که اهمیت ویژهای برای هالیوود جدید دارد، سینمای هنری (art cinema) است. هالیوود حتی پیش از تثبیت دوران استودیویی، تولید گاهبهگاه فیلمهای «با کیفیت» را از نظر مالی و فرهنگی مفید یافت. با این حال، سینمای هنری اساساً در جای دیگری شکل گرفت، بهویژه در اروپا پس از جنگ جهانی دوم. اما این مدل در دهه ۱۹۶۰ توسط هالیوود بازیافت شد. این اتفاق بخشی از یک فرایند سازماندهی گسترده پس از پایان دوران استودیویی بود. همانطور که توبی میلر (Toby Miller) در فصل خود اشاره میکند، تا دهه ۱۹۹۰ سینمای هنری به شدت به یک ژانر اروپایی-آمریکایی تبدیل شده بود. بنابراین، هالیوود بار دیگر آماده توزیع فیلمهای ساخته شده در خارج از ایالات متحده شد.
این دیالکتیک (dialectic) بین هالیوود و بقیه جهان در سطوح دیگر نیز عمل میکند. از اوایل دهه ۱۹۳۰، زمانی که فیلمسازان مهاجر آلمانی پس از فرار از آلمان نازی در صنعت تولید فیلم آمریکا جای پایی یافتند، هالیوود پذیرای فیلمسازان خارج از کشور بوده است. با این حال، طی بیست سال گذشته با توسعه یک هالیوود جهانی، تغییری کیفی رخ داده است. تولید فیلمها بیش از پیش فراملی شده است. تامین مالی فیلمها نیز همین مسیر را طی کرده است. زنجیره طولانی از منافذ توزیع ایجاد شده و شرکتهای بزرگ بر آنها تسلط یافتهاند. همچنین تولیدکنندگان مستقلی رشد کردهاند که خود اغلب به عنوان واسط بین فیلمسازان و توزیعکنندگان اصلی عمل میکنند. اکنون سیستمی وجود دارد که به موجب آن، فیلمسازی ملی از طریق مجموعهای از پیوندهای تجاری، بخشی از هالیوود است. تحلیلهای اخیر از سینماهای ملی در کشورهای متنوعی مانند ایرلند و کانادا به نتیجه یکسانی رسیدهاند. آنها معتقدند هالیوود دیگر بیرون از مرزهای ملی آنها نیست، بلکه در عوض، بخش بزرگی از سینمای ملی خود آنهاست (Rockett 1994; Magder 1993).

دیدگاهها