فیلم به عنوان یکی از رسانههای ارتباطی جمعی، جایگاهی دشوار و مبهم دارد. سینما در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد. این هنر در چارچوبهای اجتماعی موجود ثبت شد. مواردی مانند مصرف انبوه عمومی محتوا و خرید بلیط حضور به جای خرید خودِ محتوا، فیلم را از نظر نهادی با فرمهای رسانهای قدیمیتر مانند روزنامه و فرمهای جدیدتر مانند تلویزیون متفاوت میکند. شاید به این دلیل که سینمای اولیه در دست شرکتها و افراد خصوصی بود. همچنین بخش زیادی از محتوای آن در دسته سرگرمی (و در حد بسیار کمتر، هنر) قرار میگرفت. به همین دلیل، دولتها از نظر تاریخی نیازی احساس نکردند تا سینما را همانگونه که در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ برای پخش رادیویی (broadcasting) انجام دادند، تحت کنترل خود درآورند. البته استثناهایی وجود داشته است. برای مثال، روسیه شوروی استودیوهای تولید فیلم تحت کنترل دولت داشت. در فرانسه نیز دولت مقررات نمایش تکمیلی را برای تلویزیون و سینما وضع کرده است. با این حال، همانطور که بسیاری از فصلهای فعلی نشان میدهند، دولت در همه جا با سینما درگیر است.همانطور که تولید فیلمهای تبلیغاتی (propaganda films) در طول جنگ جهانی اول و اقدامات اولیه برای انتقال سانسور از محل نمایش به محتوای فیلمها نشان داد، سینما ابزاری قدرتمند برای تولید و گسترش ایدهها است (Jowett 1976). چنین ایدههایی نه تنها در سطح فوری برای ترویج اشکال خاصی از رفتار، عواطف و احساسات مهم هستند، بلکه در سطحی کلیتر نیز اثرگذارند. آنها به طور تجمعی یک چشمانداز ذهنی، یک جهانبینی و روشی خاص برای تفکر درباره واقعیت ایجاد میکنند.

برای مثال، توماس گوبک از منابع رسمی آمریکایی نقل میکند که صادرات فیلمهای آمریکایی را دارای دو جنبهایدئولوژیک میبینند. از یک سو، فیلمهای آمریکایی به عنوان ابزارهای تبلیغاتی برای صنایع تولیدی و ثانویه آمریکا عمل میکنند. آنها همه چیز، از ماشینها گرفته تا لباسها و لوازم آرایشی را تبلیغ میکنند. از سوی دیگر، حتی فراتر از ترویج هر کالا یا مورد خاص، این فیلمها مصرفگرایی را به عنوان یک ارزش آمریکایی و بخشی از دیدگاه جهانی آمریکایی ترویج میکنند . توماس الساسر بیشتر درباره ابعاد ایدئولوژیک فیلمهای اکشن هالیوودی توضیح داده است: در قلب هر فیلم خوب هالیوودی، یک انرژی مرکزی وجود دارد که میکوشد تا حد امکان خودش را کاملتر ابراز کند. مکانیسمهای پیرامونی پیرنگ همواره از یک الگوی اساسی مشابه پیروی میکنند. همیشه یک نیروی محرک مرکزی وجود دارد. همیشه همان نمودار حداکثر سرمایهگذاری انرژی دیده میشود… [آنچه ثابت میماند] یک نگرش اساساً مثبت است. نوعی خوشبینی پیشینیکه در ساختار روایت درباره مفید بودن اقدام مثبت قرار دارد.

دیدگاهها